1. مفهوم جهانیشدن
2. ابعاد جهانی شدن
3. رسانه ها، عامل جهانیشدن
4. واکنشهای جهانی در مقابل جهانی شدن
5. جهانی شدن، پدیدهای مثبت یا منفی
6. جهانیشدن اقتصاد
7. جهانی شدن و آسیبپذیری
8. جهانیشدن و رسانهها
9. جهانیشدن و دین
10. جهانیشدن فرآیندی مؤثر
11. جهانیشدن و امنیت جهانی
مفهوم جهانی شدن
جهانیشدن، اگر چه پدیدة قدیمی است؛ ولی امروزه یکی از مهمترین واژههایی است که در مقابل مفاهیم دیگری نظیر «عصر ارتباطات پست مدرن» واردمباحث تحلیل جهان کنونی شده است.
این پدیده یکی از دغدغههای ربع آخر قرن بیستم است؛ پدیدهای است که از آن سخن زیاد بهمیان میآید؛ ولی معنای بسیار مبهمی دارد.
«آنتونی گیدنز» جامعهشناسی نامآور انگلیس اعلام کرد که مفهوم جهانیشدن معنای محدودی دارد؛ اما بسیاری از نویسندگان معنای دقیق آن را نمیدانند؛ از این رو برای یک مفهوم قدیمی و کهن، واژههای جدیدی وضع میکنند.
بنابر شواهد تاریخی، نخستین نویسندگان و اندیشمندانی که در این زمینه سخن گفتهاند، عبارتند از: «فردیناند تونیس» در آلمان و «گابریل تارد» در فرانسه، اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم. انها معتقد بودند که سرانجام دولتهای ملی براثر رسانه هایی نظیر «مطبوعات بزرگ» به یک دولت جهانی مبدل خواهند شد و یا یکی از نکات برجسته طرح معروف «مارشال» وزیر امور خارجة کشورهای مقابل، در5 ژوئن 1947 این بود که باید با ریختن پول در بازار جهانی، رضایت خاطر کشورهای مقابل را در بازکردن دروازههایشان بر روی محصولات فرهنگی بدستآورد؛ اما امروزه در بیشتر آثار نویسندگان معاصر، مفهوم جهانیشدن بهعنوان جهانی واحد تلقی میشود؛ در حالی که مفهوم واقعی ان یکپارچگی جهانشمولی نیست؛ زیرا در مقابل جهانیشدن، پدیدة «محلیگرایی» قرار دارد که به معنای پایبندی وفاداری محلی همراه باعضویت چندگانه در دیگر جوامع بشری مطرح است.
بهمنظور کنکاش در معنای جهانیشدن، لازم است انگیزههای پیدایی مفهوم جهانیشدن و پیامدهای آن و نقش ارتباطات را در جهانیشدن و آمادگی ایران را برای ورود به این دوران مورد وارسی دقیق قراردهیم.
تعاریف مختلفی از جهانیشدن انجام گرفته است. ما در حال پشت سرگذاشتن فرآیندی هستیم که در ان نقش و اهمیت جغرافیا، فضا و زمان کمرنگ میشود. با این مسأله بسیاری از اندیشهگران پرداخته اند. :انتونی گیدنز» از ان تحت عنوان فاصلهگیری زمانی و مکانی یاد میکند؛ که البته این فاصلة زمانی و مکانی، اصلاً جهانیشدن بهمعنای امروزیاش نیست و ناظر براین است که بتدریج، روابط چهره به چهرة اجتماع، نقش خود را از دست میدهد و دولتهای ملی جایگزین واحدهای سنتی شده و فضا و زمان، نقشهای محلهای مییابند که در جهت شکل گیری طبقات اجتماعی نقش پراهمیتی را بازی میکنند. وی آن جا که به نقش گروهبندیهای توزیعی اشاره میکند، نقش فضا را در شکلگیری طبقه، به مثابه عاملی که به شکلگیری خورده فرهنگ طبقاتی در محلههای مسکونی یاری میرساند، مورد بحث قرار میدهد.
برخلاف گذشته که در آن رابطه چهره به چهره و زمینهمند بوده، یک فاصلهگیری زمانی و مکانی در تمام جوامع؛ بویژه جوامع صنعتی رخ میدهد. اتفاقی که در این جا روی میدهد، محدود به همان شرایط زمانی و فضایی نیست و راحتتر انتقال به شرایط دیگر را دارد. در اینجا سهم زمان و فضا مشخص نبوده و ظاهراً یکسان درنظر گرفته میشود.
«هاروی» از تراکم زمانی و فضایی سخن می گوید و توفق را به زمان می دهد؛ بهعقیدة او فاصلهها تحت تأثیر زمان قرار میگیرد و مسأله فضاهای مجازی مطرح میشود و نوعی سازماندهی فضا توسط زمان، تحت عنوان تراکم زمانی و فضایی مدنظر است؛ صاحبنظران قبلی هم به گونهای دیگر بههمین نکته پرداختهاند، از جمله «مکلوهان» که به بعد ارتباطی قضیه در قالب «دهکدة جهانی» اشاره کرده است.
«مالکوم واترز» در کتاب جهانی شدن، فقط اضافه میکند که جهانی شدن فرآیندی است که آگاهی نیز همراه آن است و مردم هم بتدریج در حال آگاهی از این فرآیند هستند؛ تعریف او این است: فرآیندی اجتماعی که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است، از بین میرود و مردم بطور فزاینده از کاهش این قید و بندها آگاه میشوند.
تعریف دیگری که کاملتر بهنظر می رسد، از قول «رابرستون» است که بیان میدارد: «جهانی شدن و سیارهای شدن جهان، مفهومی است که هم به تراکم جهان و هم به تشدید آگاهی دربارة جهان به مثابه یک کل، هم به وابستگی متقابل در قلمرو جهانی، و هم آگاهی از یکپارچگی در قرن بیستم اشاره میکند. تنها فرق آن با تعریف گذشته در این است که به عنصر آگاهی تأکید شده.
ابعاد جهانی شدن
مفهوم و نظریة جهانیشدن، یکی از مهمترین مفاهیمی است که در یکی دو دهة گذشته پیدا شده که هم در مقام یک نظریه و هم به مثابة یک پدیده، در حقیقت تحولات چشمگیری چه از لحاظ تئوریک و چه از لحاظ عملی در سطح جهان ایجاد کرده است؛ بنابراین با توجه به این مفهوم اساسی، باید در مفهوم و معنای ملی بازاندیشی کنیم.
بطور کلی میتوان گفت که چند شاخص برای جهانی شدن در نظر گرفتهاند و جهانی شدن در واقع ظرفی است که باید منافع ملی در داخل ان فهمیده و سنجیده شود. در عصر جهانیشدن شاهد گسترش ارتباط و پیوستگی دولتها و واحدهای سیاسی به شکل بسیار گستردهای هستیم.
مفاهیمی مانند امپریالیزم و وابستگی، دیگر به هیچ وجه قادر به تبیین مفهوم فراملی که جانشین روابط بینالمللی میشود، نمی باشند و پر بیراه نیست اگر بگوییم که دولتهای بزرگی مثل ایالات متحده، در به راه انداختن فرآیند جهانیشدن مؤثر بودهاند؛ اما این مخلوق و مولود به نیروی تنومندی تبدیل شده که دیگر کنترلپذیر نیست و ماهیتش هم در واقع همین است که دیگر اراده های ملی و حکومتی در تعیین سرنوشت جهانی شدن، نقش تعیینکنندة چندانی نخواهد داشت.
دوم این که ما در ذیل همین مفهوم، شاهد پیدایش توده ای از اقتدار سیاسی و حقوقی در سطح بین المللی هستیم.
سازمانها و نهادهای سیاسی و اقتصادی بینالمللی و تجاری و همچنین شرکتهای چند ملیتی چونان بازیگرانی عمده در کنار دولتهای ملی در سطح جهانی درحال ظهور هستند. بعد از جنگ سرد و تسلط گفتمان فکری ناسیونالیزم و با تحولات سیاسی که در مناطق گوناگون جهان اتفاق افتاد، در حقیقت میشود گفت که تودهای از اقتدار سیاسی در سطح بینالمللی در حال شکل گیری بوده است.
نکتة دیگر این است که با توجه به پیشرفتهای گوناگونی که در جهان شاهد آن بودهایم، مسایلی پیدا شدهاند که دولتهای ملی نمیتوانند از عهده حل آنها برآیند؛ مسایلی همانند: محیط زیست، جنگ و صلح، جلوگیری ا ز امراض و بیماریهای همهگیر، گرم شده جهان، افزایش جمعیت و ... مواردی است که هیچ دولتی به تنهایی توان حل آنها را ندارد و نتیجة پیدایش این مسائل، ضرورت همکاری و تفاهم بینالمللی و افزایش قدرت سازمانهایی که بتوانند با تکیه بر منابع ملی کشورهای گوناگون از عهدة چنین مسائلی برآیند، بیشتر شده.
بعد دیگر فرآیند جهانیشدن، بعد اطلاعاتی و ارتباطی است؛ همة اینها مباحثی است که در سایه پیدایش رسانه های الکترونیکی و کاربرد عمومی انها در سطح جهان طرحشده و در حقیقت میتوان گفت انقلاب سوم صنعتی زمینه و زیربنای بسیاری از تحولاتی است که در حوزه اقتصاد جهانی و همچنین زندگی اجتماعی درحال وقوع است.
دیگر این که ازحیث اقتصادی شاهد این هستیم که دولتهای ملی با توجه بهفرآیند جهانی و جهانی شدن فرآیندهای اقتصادی، دیگر قادر نیستند از عهدة حل مسایل داخلی خود با شیوههای کنترل کیفی اقتصادی به روش گذشته برآیند و در نتیجه صحبت از بازار ملی، روی هم رفته بحثی متروک میگردد.
در حقیقت عوامل مختلف بینالمللی در ایجاد تورم و رکود و یا رشد اقتصادی هریک از سرزمینهای ملی مؤثر هستند و دولتهای ملی، دیگر برخلاف گذشته، آن قدرت را ندارند که فرآیندهای اقتصادی خود را برحسب تصمیمگیریهای داخلی تنظیم کنند.
در سایة تحولاتی که مجموعاً فرآیند جهانی شدن را تشکیل میدهند، برخی علایق تازه در سطح بینالمللی مطرح شده که حتی بزرگترین نظامهای سیاسی، حاضر نیستند از کنار آنهایی بیاعتنا بگذرند و یا دست کم این که از حیث نظری، اهمیت آنها را گوشزد کنند، یا به عبارت دیگر، تفسیری دیگر از ضرورت چنین مسائلی به دست بدهند.
بحث دموکراسی جهانی، بحث صلح، بحث رعایت حقوق بشر و قوانین اساسی، تنها تکیهگاهی است که در جهان معاصر برای تضمین حقوق بشر تعبیه شده و در حول چنین مفاهیم و علایقی که در سطح بینالمللی در حال شکلگیری است، گروهها، سازمانها، نهادها و تشکیلات غیر حکومتی درحال شکلگیری هستند.
گرچه فرآیند جهانیشدن در حال پیشرفت بوده، اما آن چه روشن است، فرآیندی میباشد که اکنون درحال رویدادن است و غایات ان هنوز برای مانامعلوم مینماید. علاوه براین؛ هنوز دولتهای ملی پایبند خود هستند و باهم در رقابتند؛ بنابراین نباید چندان هم بهصورت شتابزده قضاوت کرد؛ در عین حال که باید پیشرفت نیروهای نظام جهانی را در نظر گرفت و از سوی دیگر هم باید دید که دولتهای ملی تا چه اندازه پابرجا هستند و تا چه اندازه میتوانند منافع ملی کشورهای خود را تأمین کنند. برخلاف باور برخی نویسندگان به تضعیفشدن دولت ملی در عصر جهانیشدن، نه تنها دولت ملی تضعیف نشده؛ بلکه باید گفت درحال پیداکردن کارهای ویژة جدیدی نیز میباشد و فقط کارهای ویژة قدیم آن ضعیف گشته است؛ اما به مثابه یک نهاد و حتی میشود گفت از جهات دیگری در حال تقویت است.
رسانه ها، عامل جهانی شدن
امواج مختلفی جهان را درنوردیده و هریک ایدئولوژی خاصی را حمل کردهاند، قابل توجه آن که محور این انقلابها را فناوری و ابزارهای ارتباطی شکل میدهند؛ از این روچنان که «آلوین تافلر» نیز نشان داده، امواج اصلی از درون جهان ارتباطات پدیدآمدهاند و این میرساند که امنیت بیش از هر چیزی، از فناوری و ابزارهای ارتباطی تأثیر پذیرفته است.
تراکم فضا و کوچک گشتن آن به جز از طریق توسعه ارتباطات قابل تصور نیست؛ بهعبارت دیگر اگر اقتصاد، سیاست و فرهنگ دستخوش تغییر گشتهاند و ما شاهد تلقیهای تازهای در این عرصهها میباشیم، بدان خاطر است که هر عصر از توان ارتباطی متفاوتی بر ادوار پیشین برخوردار بوده که آن را متمایز ساختهاست.
مجموع این ملاحظات است که جغرافیای سیاسی جهان را دستخوش دگرگونی کرده و چنین به نظر می رسد که بحث از موضوعاتی چون شمال ـ جنوب، شرق ـ غرب، جهان اول ـ دوم ـ سوم و مقولاتی از این قبیل که در بطن گفتمانهای ادوار پیشین معنا دادهاند، دیگر چندان اعتباری نداشته و ما نیازمند جغرافیای سیاسی تازهای برای جهان میباشیم که در آن حتی تصور امنیت نظامی، با ادوار پیشین متفاوت می نماید.
ما در جهانی قرار داریم که از سه پدیدة حیاتی؛ «حمل و نقل» ، «ارتباطات از راه دور» و «جهانگردی» متأثر است؛ بدین لحاظ هیچ وجهی ازآن ـ از آن جمله امنیت و ناامنی ـ را نمیتوان بدون توجه به این سه مؤلفه درک کرد.
اگر ما خواهان پرهیز از خطاهایی هستیم که پیشینیان ما مرتکب ان شدند و در نتیجه هربار امنیت و آسایش خود را در خطر یافتند، باید بکوشیم که بین خواستهای فزایندة انسانی متأثر از جریان کشف فناوریهای تازه و بسط ارتباطات با «سیستمهای اجتماعی» که برای برآورده سازی این خواستها اساساً پدید میآیند، به نوعی تناسب برقرار کنیم؛ فقط در این صورت است که میتوان بوجود فضایی امن مطابق نظریه «جهانیشدن» امیدوار بود.
در زمینه چندگانگی اجتماعات، اندیشمندان علوم اجتماعی سنتی، نظام جهانی را از دید مفهوم ساختن دگرگونیهای اجتماعی ـ یعنی دگرگونیها در هر یک از جوامع یا کشورها که شمارشان از دویست میگذرد ـ بررسی میکنند. علوم سنتی این روش را نادرست انگاشته و با تکیه بر گسترش وسیع ارتباطات و آگاهیها در جهان و از میان رفتن فاصلههای زمانی و ارتباط میان مکانها، جهان سیاسی را در چهارچوب واحدی یکپارچه میبیند و میکوشد مفهوم دهکدة جهانی را واقعیت دهند.
واکنشهای جهانی در مقابل جهانیشدن
امروزه جهانیشدن به شعار روز محافل مختلف تبدیل شده و واکنشهای مختلفی را برانگیخته است. گروهها و کشورهای مختلف آن را در ارتباط مستقیم با منافع حیاتی خود ارزیابی مینمایند و به این اساس، برله یا علیه آن موضع گیری میکنند. آنچه در این قسمت میخوانید، تلقی اندیشهگران مؤثر و محافل مطرح، از مقوله جهانیشدن است که بهصورت مستقیم و بدون جرح و تعدیل منعکس میشود.
پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتولیکهای جهان در مجمع سالانة واتیکان اظهار داشت: جهانیسازی نباید شکل تازهای از استعمار باشد؛ بلکه باید به تنوع فرهنگی احترام بگذارد. او تأکید کرد: دو اصل اخلاقی جداییناپذیر باید مورد احترام قرار گیرند؛ ارزش آزادگی افراد بشر و ارزش فرهنگها که هیچ قدرت خارجی حق نابودکردن آن را ندارد.
ژان پل دوم ابراز امیدواری کرد که بشریت در روند جهانی سازی به اخلاق انسانی توجه داشته باشد. او قول داد که کلیسا به همکاری با همة افرادی که حسن نیت دارند ادامه خواهد داد تا برنده این روند، همة افراد بشر باشند و نه فقط تعداد محدودی از افراد ممتاز و برگزیده، که علم، تکنولوژی، ارتباطات و منابع کره زمین را در کنترل دارند و به زیان اکثریت مردم عمل میکنند.
بایزید مردوخی، مشاور ریاست سازمان مدیریت سازمان مدیریت و برنامهریزی معتقد است، از آن جایی که پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی برای ما مسألهای حیاتی بهشمار میرود، تعجبآور است که چرا سازمان تجارت جهانی، موضوع برای ما بسیار نگران کننده نیست،اقتصاد ما میتواند خودش را تجهیز کند و فقط برای آن که شایستگیهای لازم را در صحنه بینالمللی در جهت ارتقای وضعیت مردم کشورمان بهدست بیاوریم، علاقمند پیوستن به سازمان تجارت جهانی هستیم؛ از طرف دیگر، پیوستن به این سازمان یک فرآیند کوتاه مدت نیست و ممکن است که سالها طول بکشد؛ اما برای پیوستن به این سازمان همواره تلاش میکنیم و من اطمینان دارم با تمهیداتی که اتخاذ شده و تواناهایی که داریم، سرانجام عضویت ما در این سازمان پذیرفته شود.
«داوود هرمیداس باوند» در تعریف و برداشت خود از جهانی شدن میگوید: جهانی شدن روندی گریز ناپذیر و اجتناب ناپذیر بوده است. برخی از نهادهای بینالمللی بر آن شدند تا این روند را تحت نظم جدیدی که در جهت مصالح و منافع جامعه بشری باشد، سوق دهند.
جهانی شدن هم روند اجتناب ناپذیر و هم تلاش آگاهانه است. از پیامدهای خاص جهانی شدن، گردش آزاد اطلاعات است؛ با این گردش آزاد تا حدودی خارج از کنترل کشورها قرار گرفته و روند جهانی شدن در دو بعد تجلّی نموده؛ یکی جهانی شدن از بالا، دیگری جهانی شدن از پایین. انچه تا حدودی به پرسش کشیده شده، موضوع جهانیشدن از بالاست (منهای سازمان ملل).
یک بعد جهانیشدن در مورد جایگاه و نقش سازمانهای بینالمللی است و بعد دیگر جایگاه و نقش شرکتهای فراملی است. ما حدوداً 40 هزار شرکت چند ملیتی داریم و با تولد شرکتهای چند ملیتی این نکته حقوقی مطرح شده است که اگر تا کنون فقط دولتها و سازمانهای بینالمللی به مثابه تابعان حقوق بینالمللی عمل میکردند، در حال حاضر با توجه به نفوذ اقتصادی و تا حدودی سیاسی شرکتهای فراملی چند ملیتی، آنها نیز باید در زمره تابعان حقوق بینالمللی جای گیرند که این پدیدة جدیدی است.
جهانی شدن از پایین، یک جریان مردم گراست و مؤلفههای اساسی آن حقوق بشر و آزادیهای اساسی، حفظ محیط زیست و توسعة پایدار است.
دراینباره بسیاری از گروهها و سازمانهای بینالمللی غیر دولتی (N.G.O) نقش اساسی دارند و تنها دولتها نیستند؛ بلکه گروهها و دستههایی وجود دارند که براساس ارزشهای مردمی و انسانی صرف در قبال جهانی شدن از بالا موضعگیری میکنند.
مؤلفة حقوق بشر، در مسألة حاکمیت دولتها و هم در خط مشی و رویة دولتها در برخورد مردم و جوامع داخلی خود تأثیر ویژهای دارد. نکتة مهم این است که با طرح گفتگوی تمدنها، یکی از جایگاههایی که ما میتوانیم به آن دست یابیم، ایجاد موازنه منصفانه میان جهانی شدن از بالا و جهانی شدن از پایین است؛ یعنی یکی از زمینههای مهم گفتگوی تمدنها که میتواند آثار ملموسی داشته باشد، ایجاد موازنة منصفانه میان این دو روند جهانی شدن است تا به مرکزیتی قابل قبول برای اکثریت جوامع بشری هدایت شود.
دکتر باوند در مورد نقش نخبگان فکری و علمی در خصوص روند جهانی شدن میگوید:
متأسفانه نخبگان ما با تشتت خاصی روبرو شدهاند؛ برخی از نخبگان ما جذب ورای مرزها هستند و لااقل برای خودشان راه حل علمی ندارند و عرصه را برای فعالیتهای علمی خود تنگ میبینند و از اینرو روزبهروز فرار مغزها از کشور گستردهتر میشود.
دستة دیگر از نخبگان، آنهایی هستند که نوعی بیاعتنایی بر آنها حاکم شده و سعی میکنند خود و خانوادهشان را از آثار مشکلات و مسائلی که مبتلا به جامعه است برکنار سازند؛ اینها محافظهکار و بیاعتنا هستند. گروه سوم آنهایی هستند که خطر را به جان خریدهاند؛ اینها هم از درون نظام برخواستهاند و هم در حاشیه فعالیت میکنند و هنوز ارزشهای ملی و وطنی را مدنظر دارند.
جهانی شدن، پدیدهای مثبت یا منفی
مقولة جهانی شدن بهصورتهای گوناگون بررسی و تبیین شده است. بسیاری از اندیشهگران آنرا در قالب فرآیند، پروسه و نیز پدیده، مورد بحث و نقد قرار دادهاند.
موافقان جهانیشدن، حاصل کلی آنرا مثبت ارزیابی میکنند. در مقابل، مخالفان معتقدند که جهانی شدن ادامة امپریالیسم در جامعهای جدید است. انچه برای این مشاجرات میتوان فهمید، این نکته کلیدی است که یک موضوع چگونه میتواند به دو صورت متناقض تبیین و ارزیابی شود؛ در حالی که طرفداران جهانیشدن از پایان عصر رنج و حرمان سخنمیگویند، مخالفان استدلال میکنند که روند زمان به زیان فقیران است.
شاهد عینی مخالفان جهانی شدن ایناست که در بیست و پنج سال گذشته، تولید ناخالصی داخلی جهان حدود پنج برابر شده؛ ولی این میزان بطور مساوی توزیع نشده است. در چهل سال گذشته، فاصلة درآمد ثروتمندترین 20% جمعیت جهان، تنها 2% از کاربران اینترنت را تشکیل میدهد؛ درحالی که ثروتمندترین 20% جمعیت جهان، بیش از 3/93% کاربران اینترنت را به خود اختصاص داده است.
این ثرومتمندان، صاحب و سهامدار شرکتهایی هستند که کل فروش آنها از کل فروش برخی از کشورها بیشتر است.
وجه اختلاف دیگر بین طرفداران و مخالفان جهانیشدن این است که به اعتقاد طرفداران، تحرک مردم در جهان کنونی بسیار افزایش یافته و مهاجرت و پناهندگی در جهان بیشتر و بیشتر شده است؛ درحالی که مخالفان استدلال مینمایند که بیشترین تعداد مردم دنیای فعلی، در کشور خودشان بسر میبرند بیشترین پناهندگان هم در منطقه بومی خود اقامت دارند و بیشترین شمار نیروی کار، فاقد تحرک مورد نظر موافقان جهانی شدن هستند.
طرفداران جهانی شدن برآنند که وابستگی متقابل اقتصادی منجر به وابستگی متقابل و به هم پیوستگی اجتماعی میشود، که در مقابل، مخالفان این نظریه را فاقد تأیید تجربی میدانند؛ هرچند ممکن است برخی شواهد تجربی برای بهم پیوستگی جهانیان ارائه شود و این احساس پدید آید که جهانیان جدای از خانوادة جهانی نیستند؛ در حالی که طرفداران جهانی شدن متمایلند که فرآیندهای اجتماعی موجود را حرکتی اجتناب ناپذیر بهسوی پیوستگی جهانی بنامند. بدبینان میگویند که همان نیروهای اجتماعی این فرآیند را به سوی عدم پیوستگی سوق خواهند داد.
بدبینان فرآیند جهانیشدن، اظهار شگفتی میکنند از اینکه خوشبینان از تقسیم دنیا بهچند قطب مجزا از هم کاملاً غفلت مینمایند.
خوشبینان بروجود شکافهای چشمگیر بینشمال جنوب از یک طرف و گروههای اجتماعی مختلف در بسیاری از کشورها حساسند.بر اساس تحلیل بدبینان، وابستگی متقابل بیشتر، ضرورتاً ملتها را با واحدهای بزرگتر یکی نمیسازند.
بدبینان احتیاط بیشتری میکنند؛ چرا که اعتقاد دارند وابستگی متقابل بسیار بیتناسب و نابرابر است و تعدادی از سوداگران برای همزیستی بیشتر باهم رقابت و کشمکش دارند. در تحلیل بدبینان به جهانی شدن، دولتهای قذرتمند بطور داوطلبانه، توفق خود را به بازار واگذار میکنند؛ با این وجود آنها همچنان در زمینه حفظ بهداشت، آموزش و خدمات اجتماعی فعالیت دولت به برخی زمینههای اجتماعی معین و برگزیده محدود شده است و دولت نمیخواهد مثلاً به نمایندگی از هواداران حقوق روشنفکران مداخله نماید.
بدبینان به جهانیشدن میپذیرند که نقش دولتها در شرایط حاضر محدود گردیده اما استدلال میکنند که این فرآیند قابل اجتناب است؛ در واقع این خود دولتها هستند که بنا به دلایل عدیدة سیاسی و اقتصادی به فروپاشی خودشان کمک میکنند.
موافقان جهانی شدن بر این باورند، جهانی شدن روندی توقف ناپذیر و در نهایت سودمند برای جهان است. مخالفان معتقدند جهانیشدن برنامة سیاسی «لیبرالیسم نو» است که در نهایت موجب تقویت بازیگران قدرتمند میشود. موافقان میگویند بر اثر جهانی شدن ارتباطات، هوشیاری جهان در حال افزایش خواهد بود.
طرفداران جهانیشدن معتقدند که شدت تماسها و ارتباطات در جهان، پیوستگی جهانی بیشتری را به ارمغان میآورد، مخالفان در پاسخ میگوییند اگر چه در ظاهر یک پیوستگی جهانی از نوع CNN وجود دارد؛ اما گرایش عمدة جهان، بیشتر بهسوی مجموعهای از دهکدههای محلی است تا یک دهکدة جهانی واحد. آنها معتقدند ممکن است مردم ملل دیگر رئیس جمهور آمریکا را بهتر از همسایگان خود بشناسند، اما در نهایت منافع محلی و طایفهای خود را به این آسانی رها نمیکنند.
جهانی شدن هم معنی چندگانهای را میدهد و هم به معنای پویایی اجتماعی و هم جدال برای کسب حقوق انسانهاست. در این زمینه، طرفداران جهانی شدن مدعی هستند که آگاهی و شعور اجتماعی جهانی در پرتو رشد تراکم ارتباطات در سطح جهان تقویت میشود، این مفهوم در دهه 1980 عمومیت فراوانی پیدا کرد.
بر این اساس چنین نتیجه گرفته میشود که گویی همگرایی و نزدیکی واحدهای سیاسی به یکدیگر در چهار چوب تئوری جهانی شدن میتواند عامل امنیتی مثبتی برای جهان معاصر بهشمار رود.
اغراق آمیز نخواهد بود اگر ادعا کنیم که اکثر اندیشه گران دهة 1980، صدق این مدعا را پذیرفته و آنرا تنها راه ممکن برای رسیدن به جهانی امن ارزیابی مینمودند؛ اگر چه تجربة تاریخی بشر در دهههای بعدی چندان مطابق با این ایدهنبود؛ اما صحت تئوریک موضوع همچنان برقرار بوده و شاهد هستیم که طرفداران جهانی شدن که در مقابل اقلیتی مخالف قرار دارند، در عرصههای مختلف به تبیین محاسن این فرآیند و ضرورتهای گردن نهادن به آن پرداختهاند. در این میان رویکردهای آسیبشناسانه هر چند اندکند، اما در خور تأمل بسیار میباشند.
در آنها اگر چه آرمان « دنیای کوچک و بههم پیوسته» همچنان در کانون تحلیلها حضور دارد؛ اما نوعی واقعبینی نیز در میان هست که اندیشهگران را از آرمانگرایی ناکجاآبادی باز میدارد. مدعای واقعبینانة این رویکرد آن است که:
جهانیشدن همچنان که فرصتهای امنیتی تازهای برای انسان به ارمغان میآورد، تهدیدهای نوینی نیز تولید میکند که هستی بسیاری از جوامع سیاسی را هدف قرار میدهند؛ بهعبارت دیگر جهانی شدن فقط مفهوم امنیت جهانی را به ما نمیدهد؛ بلکه ناامنی جهانی نیز از درون آن زاده میشود.
جهانی شدن اقتصاد
«جیانگ زمین» رئیس جمهور چین گفت: جهانی شدن اقتصاد شمشیر دولبهای ست که کشورهای در حال توسعه را در برابر بحرانهای مالی و مشکلات اقتصادی آسیبپذیر میسازد.
جیانگ زمین که در اجلاس جهانی «فورچورن» در هنگ کنگ در حضور هفتصد بازرگان و شخصیتهای کشورهای مختلف سخن میگفت، مردم سراسر جهان را به پیشبرد صلح دعوت میکرد و وجود محیط صلحآمیز را برای توسعه ملی، منطقهای و جهانی، اجتنابناپذیر خواند. او با اشاره بهاینکه مناقشات و جنگهای محلی و تنش در برخی مناطق جهان به دلایل مختلف ادامه دارد گفت: اینگونه مسائل، توسعة اقتصادی کشورها و مناطق را با مانع مواجه میسازد و بر اقصاد جهان نیز تأثیر میگذارد.
جیانگ تأکید کرد: هیچ کس نباید باعث تنش و یا درگیریهای مسلحانه علیه منافع مردم جهان شود.
رییس جمهور چین در بخش دیگری از سخنان خود گفت: آسیا بزرگترین قارة جهان است و جهانیشدن نه فقط پیشرفت این قاره؛ بلکه توسعة همة جهان را بههمراه خواهد داشت، وی افزود: جهانی شدن اقتصاد باعث خواهد شد تا 49 کشور و منطقة آسیا که بیشتر آنها در حال توسعه هستند، منتفع شوند راه دستیابی انها به سرمایه هموارتر شود؛ بهویژه سرمایهگذاری مستقیم شرکتهای چند ملیتی در آنها افزایش یافته و روند توسعة اقتصادی در این مناطق و کشورها تشدید شود.
جیانگ زمین دستیابی آنها به بازارهای جدید، توسعه تجارب خارجی، گسترش همکاری اقتصادی و دستیابی به فنون پیشرفته ومهارتهای مدیریتی در سریعترین زمان ممکن را از دیگر مزایای جهانی شدن اقتصاد برای کشورهای آسیا ذکر کرد.
«محمد نهاوندیان»، سرپرست مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، معتقد است که لازمة ایجاد فضای رقابتی در اقتصاد، حمایت و رقابت سالم است. شکوفایی و رشد در زمینههای صنعتی و تولیدی با حمایت فکرهای متخصص، رقابتی کردن بازارها و با حضور فعال و آگاه در زمینههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مستقل بدست خواهد آمد.
وی نیاز کشور را حرکت بهسوی جهانی اندیشیدن و محلی عمل کردن و شناخت هویت فرهنگی دانست و گفت: زمینه حضور مؤثر در عرصه جهانی، با شناساندن هویت فرهنگی به جهانیان، وارد شدن در بحثهای کلان اقتصادی، انطباق با سیاستها وبرنامهریزیهای جهانی و شناختن اقتصاد جدید بینالمللی و کلان فراهم خواهدشد.
نهاوندیان از جمله ویژگیهای جهانی شدن را افزایش رقابت، کاهش قیمت و ارتقای کیفیت میداند و معتقد است که سیاستهای اتخاذ شده در کشور، اکنون به ایجاد رانت و انحصاراتی انجامیده، که وارد شدن در عرصه خانواده جهانی، رقابت، تنوع و شکوفایی را بر اقتصاد کشور حاکم خواهد ساخت. او میگوید: از جمله اقدامات مؤثر در عرصة جهانی شدن، حرکت وسیع ملی با ثبات در جهت شناسایی میراث فرهنگی ـ هنری ومنابع دانش سنتی و ژنتیک کشور و ایجاد بانکهای اطلاعاتی کامل از منابع، برا ی جلوگیری از تقلب و سوء استفاده از فناوری میباشد.
او خاطر نشان ساخت که باید ضمن جلب سرمایهگذاران، از تکنولوژیهای تشخیص هویت، جهت شناسایی مؤلفههای ملی قدرت ملی خود، یاری بگیریم و چنین اقدامی در عصر جهانیشدن، میسر و الزامی است.
جهانی شدن و آسیبپذیری
شرکا، رییس دانشکدة اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، ضمن انتقاد از پیشنهاد عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی گفت:
جهانیشدن پدیدهای است که به صورت اجتناب ناپذیری در حال رخ دادن است و ابعاد آن هر روز بیشتر از گذشته میشود. از این رو ما با توجه به این مسأله باید راهکارهای لازم را برای جلوگیری از آسیبهای اقتصادی بیندیشیم و به حداقل برسانیم؛ اما قبل از عضویت در این سازمان باید سعی کنیم در سیاستهای کلان کشور ثبات داشته باشیم تا بتوانیم سهم خویش را در تجارت بینالمللی حفظ کنیم تا سرانجام روزی به این سازمان بپیوندیم.
«ماهاتیرمحمد» نخست وزیر مالزی هشدار داد، طرفداران جهانیشدن به شدت سرگرم آماده سازی خود برای سوء استفاده از بازار جهانی بدون مرز هستند. او در نشستی درباره تأثیر روند جهانیشدن بر کشورهای اسلامی گفت: مسلمانان نباید روند جهانیشدن را رد کنند؛ بلکه باید با کوششی هماهنگ بر تعریف مفاهیم آن تأثیر بگذارند ، آن را قانونمند سازند، پایههایش را تغییر دهند و شکل تازهای به آن ببخشند. وی گفت لازم نیست که جهانی شدن به معنی داشتن جهانی بدون مرز باشد؛ مرزها میتوانند همچنان سر جای خود باقی بمانند و باید همچنان مورد اعتماد نیز باشند؛ اما با فناوری مدرن، اطلاعات بههمه اشکال خود میتواند بدون هیچ محدودیتی از مرزها بگذرد؛ مسلمانان میتوانند نرمافزارها و سختافزارهایی بسازند که دستکم برخی از عناصر ناپاک را از این اطلاعات دور نگه دارد. به گفتة او طرفداران جهانی سازی به خرید بانکها و شرکتهای دیگری پرداختهاند؛ داراییهای خود را روی هم گذاشتهاند و از بیشتر کشورها هم بزرگتر شدهاند؛ به گونهای که اگر بخواهند میتوانند کشورها را نیز بخرند. آنها به واقع قدرتمند و با نفوذ هستند. کاهش سرمایهگذاری با بیرون کشیدن سرمایهها، کاهش ارز پول، واردآوردن فشار به دولتها برای تغییر قوانین به سود آنها و کارهای بسیار دیگری هستند که این غولها میتوانند علیه کشورهای ضعیف انجام دهند.
نخست وزیر مالزی هشدار داد: زندگی ما از هر جنبه ای مورد تاخت و تاز قرار خواهد گرفت؛ اذهان ما اشغال خواهد شد و حتی دین ما به اشغال در خواهد آمد او گفت: مسلمانان باید بکوشند روند جهانیشدن را درک کنند وی افزود: با این درک باید خود را آماده سازیم که نه تنها خطرها را از خود برانیم؛ بلکه از روند جهانی شدن برای رسیدن به کشورهای توسعهیافته، هم در فنآوری اطلاعاتی و هم توان صنعتی بهره گیریم.
جهانی شدن و رسانهها
«ادوارد سعید» از دیدگاه مارکسیستی جهانی شدن را تبیین میکند؛ این دیدگاه نسبت به گسترش و جهانی شدن رسانههای جمعی بدبین است.
اعتقاد مارکسیستها بر این است که گسترش و جهانی شدن رسانهها، باعث سلطة هر چه بیشتر سرمایهداری خواهد شد. نابرابری اطلاعات در جهان کنونی عملاً امکان دسترسی به فرهنگهای غیر مسلط جهان سوم را ناممکن کرده است. جریان اطلاعات در نظام جهانی شده یک سویه بوده ودر آن کشورهای پیرامونی مصرف کنندهاند.
بهعقیدة او ما شاهد یک نوع امپریالیسم فرهنگی هستیم که درصدد است از طریق گسترش رسانه های جمعی، فرهنگ کشورهای عقبمانده و ضعیف را تحت سلطة خود قرار دهد.
البته دیدگاه مارکسیستی در مقابل دیدگاه لیبرال قرار دارد؛ دیدگاه لیبرال نظر خوشبینانهای نسبت به جهانی شدن رسانهها دارد.
لیبرالها معتقدند گسترش رسانههای جمعی نه تنها کنترل بر زندگی انسانها را بیشتر نخواهد کرد؛ بلکه زمینة قدرت یابی افراد در برابر سازمانها را افزایش میدهد.
فرآیند جهانی شدن رسانههای جمعی، نوعی آگاهی نسبت به ارزشهای مشترک بشری پدید میآورد که زمینة رشد دموکراسی در جوامع دیگر را تقویت خواهد کرد. شهروندان را میتوان از طریق رسانهها آموزش داد تا میزان جامعهپذیری سیاسی خود را بالا ببرند و در فرآیند سیاسی مشارکت جویند.
«بوردیار» نسبت به جهانی شدن رسانه ها چندان خوشبین نیست او نقش فنآوری ارتباطی و اطلاعاتی را از فنآوریهای دیگر دردورة جهانیشدن، بسیار پررنگتر و کلیدیتر میداند و معتقد است که پیشرفتهای سریع در حمل و نقل، ارتباطات، کابل نوری، ریز رایانهها و پخش ماهوارهای، انواع رویدادها و مسابقات جهانی، فاصله ها را بسیار کاهش داده است و این تحول بههمگونهای و تشابه آرمانها در میان افراد بشر کمک میکند. به زعم او گسترش رسانهها و تقویت تکنولوژیهای ارتباطی، جهانی را بوجود آورده که در آن تشخیص واقعیت از آنچه واقعیت نیست، ناممکن است؛ دسترسی به واقعیت بهخاطر پوشش ضخیم رسانهای ناممکن است و رسانهها واقعیت را شبیهسازی میکنند.
در همان حال که طرفداران جهانیشدن، بین جهانی شدن واشتغال به ارتباط مثبتی اعتقاد دارند و جهانی شدن را باعث افزایش میزان اشتغال میدانند، منتقدان جهانی شدن معتقدند که وضعیتِ اشتغال در جهان بدتر شده است؛ چراکه عرضة نیروی کار در حال افزایش بوده، و تقاضا روز به روز کاهش مییابد.
سرمایهداری نئولیبرال با نیروی کار، اندکی می تواند کنار بیاید. رشد اقتصادی نه تنها باعث افزایش اشتغال، که سبب کاهش آن میشود. ویژگی نظام اقتصادی سرمایهداری بویژه از انقلاب صنعتی به بعد اینگونه بوده است که معمولاً تولید بیشتر با نیروی کار اندک صورت میگرفته است. شاهدی عینی برای این داوری وجود ندارد که بگوییم اقتصاد های به اصطلاح خدماتی جدید، شغل های دارای مهارت بالا برای مردم فراهم می کنند.
بطور مشخص در صنایع خدماتی جدید مانند مخابرات، تعداد زیادی از کارکنان بیکار (اخراج) شدهاند. شاید گفته شود که در برخی کشورها مانند ایالات متحده، اشتغال افزایش پیدا کرد؛ اما باید گفت افزایش اشتغال بیشتر در شغلهای پاره وقت و موقت میباشد که دارای دستمزد پایین و امنیت اجتماعی محدودی هستند.
بنابراین منتقدان نتیجه میگیرند که برنامة جهانی سازی، دستاویزی تبلیغاتی برای پنهان سازی اهداف سرمایهداری لیبرال است.
جهانی شدن در سطوح مختلف و برای اقشار گوناگون دارای معانی متفاوتی است. میلیونها کشاورز، مهاجر، جوانان، زنان و کارگران شهری که زندگی بسیار فقیرانهای دارند، از پیامدهای منفی جهانیشدن آسیب میبینند آنها در اقتصاد جهانی نادیدهگرفته شده و به حاشیه راندهمیشوند.
جهانی شدن و فرهنگ
«کارل یوزف کوشل» با پرداختن به سرنوشت دین در عصر جهانی شدن بیان میدارد: عدالت جهانی و صلح جهانی، وظایفی هستند که به تمام انسانها مربوط میشوند، این وظایف نباید تنها بهعهده سیاستمداران و اقتصاد دانان گذاشته شود.
در عصر جهانی شدن اقتصاد، اینترنت، و بازارهای پولی، دین مسئولیت ویژهای بهمنظور رفاه عمومی انسانها برعهده دارد بهدلیل اینکه انسانها به خاطر مسئولیتهای دینی خود سؤالاتی را مطرح میکنند که پاسخ به انها از عهدة اقتصاد دانان خارج است. مثلاً سؤال در مورد مسئولیتهای اخلاقی و نیز رفاه همه جانبه و عمومی. از این رو جهانیشدن را نباید به کارشناسان اقتصادی واگذار نمود. ما نیز باید در جهت جهانی شدن اعتقادات خود گام برداریم؛ یکی از این حرکتها، گفتگو در بین ادیان در سطح جهانی میباشد.
فرهنگها و ادیان حتی در عصر جهانیشدن جایگاه خود را از دست نخواهند داد. جهانی شدن با همگون شدن و یا از بین رفتن فرهنگها متفاوت است. در آینده بشر، یکدین وجود نخواهد داشت. این مسأله، مورد انتظار جدی هیچکس نیست. ما نباید در پی از بین بردن تفاوتها میان دینها باشیم. وی همچنین معتقد است؛ نقش دین اسلام در عصر جهانی شدن کاملاً به این امر بستگی پیدا می کند که در مقابل مسائل مهمی از قبیل صلح جهانی و عدالت جهانی، چه نکاتی را دنبال میکند.
مردم سالاری، حقوق بشر، نفی و از بین بردن زور، صلح و عدالت جهانی و رفاه عمومی برای انسانها، از جمله مسائلی هستند که تأثیر مستقیم و زیادی بر نقش دین اسلام خواهد گذاشت.
دکتر «علی بیگدلی» درباره فرآیند جهانی شدن میگوید: اگر ما روند جهانی شدن را بپذیریم، شاید راه فراری در آن نباشد؛ چون ما در جایگاه یک عضو نسبتاً قابل توجه در نظام بینالملل، باید در فرآیند جهانی شدن مؤثر بوده و بر آن تأثیر بگذاریم و باید بپذیریم که این فرآیند، یک استراتژی بینالمللی بوده و کمتر قابل رقابت است و مقاومت کردن در مقابل آن، موجب صرف هزینههای زمانی و مالی فراوان میشود، بدون اینکه نتیجه مطلوبی بدست آید.
چرا ما بهعنوان یک نظام دینی و حکومت انقلابی تمام ارزشهایمان را مقهور فرآیند جهانی شدن نکنیم؟ باید به این نکته توجه کنیم که نحوة نگرش خصمانه و ستیزه جویانه نسبت به روند جهانی شدن را رهاکنیم و از منظر عقلانی به این روند توجه داشتهباشیم؛ زیرا با نگرشی ستیزه جویانه، ما دو هزینه پرداخت میکنیم؛ یک هزینه برای کمرنگ شدن استراتژیهای جهانی شدن، و یک هزینه برای تقویت ارزشهای خودمان؛ ولی اگر چهارچوب جهانی شدن که همان نظام بینالمللی است بپذیریم و با شیوة مسالمت آمیز به سمت آن حرکت کنیم، می توانیم در سطح خرد ارزشهای خودمان را حفظ کنیم، دین خود را حفظ کنیم. چون جهانی شدن با دین ما کاری ندارد؛ بلکه فرآیند جهانی شدن با اندیشهها و رفتارهایی میجنگد که مغایر منافع جهانی است.
ما کشور مسلمان متعصبی نیستیم، هم در دین ما و هم در تربیت ملی ما، روح مسالمت وجود دارد؛ اگر خود را با کشورهای همسایه مقایسه کنیم، متوجه میشویم که چهارچوبهای ارزشی همسایگان ما خشنتر و تندتر است؛ منتها با نظام بینالمللی هماهنگتر عمل میکند.
جهانی شدن، فرآیندی مؤثر
«اولریش بک» جهانی شدن را مستلزم یک بحث عمیق سیاسی میداند.اگر ما جهانی شدن را صرفاً علاقه به صلح جهانی قلمدادکنیم، این تازه آغاز کار است نه پایان سیاستها. دولتهای قوی و فعال آماده میشوند تا با تبعات منفی جهانی شدن، مانند اشتغال و امنیت جهانی مقابله نمایند.همانطور که مجله تایم خاطر نشان ساخت: رهبران هفت کشور صنعتی جهان به جای تظاهر به ناتوانی، باید ضمن حل زیانهای مستقیم جهانیشدن، الگویی را برای رفاه دنیا ارائه دهند. این مجله تأکید مینماید که جهانی شدن، دولتها را وادار میکند تا هزینههای عمومی را با توجه به بازار کار و برنامههای مبارزه با فقر تنظیم نمایند.
یکی از درسهای مهمی که میتوان از فرآیندهای اقتصادی بینالمللی یاد گرفت، این است که چنانچه تجارت، پیشرفت عادلانه در زمینه پیشرفت اقتصادی و اجتماعی را در بر داشته باشد، وجود نهادهای عمومی قوی، ضروری بهنظر میرسد.
جهانی شدن به منزله یک دغدغه انسانی، مستلزم بسیج در جامعة مدنی جهان است که هسته اصلی، مسئلهایست که حاکمیت شهروندان دنیا نامیده میشود.
امروزه حاکمیت شهروند جهانی، هم بوسیلة سازو کارهای دولت مدرن، و هم با ابزارهای اقتصادی سرمایه در حال گذار، مورد تهدید واقع شده است. نظام شهروند جهانی در مقابل این قبیل تهدیدات، پاسداری شهروندان خود را میطلبد.
شهروندان جهانی میتوانند با سازماندهی درونی و پشت سر گذاشتن مرزها، از تمایلات متکثر جهانی در مقابل دولتها و بازارها ایستادگی کنند. احساس نیاز به مشارکت مدنی فعالتر، در تشکیلات سیاسی جهانی مسائل اساسی و تدارکاتی دیگری را موجبمیشود.
کاملاً بدیهی بهنظر میرسد که خیزش جامعة مدنی را بهدلیل مخدوش و سرکوب شدن منافع عمومی تلقی کنیم. در بسیاری از نوشته ها و بحث ها تمایل به جامعة مدنی رمانتیک، امری بسیار مطلوب و غالب ارزیابی میشود؛ واقعیت امر این است که جامعة مدنی وجود ندارد. یک تأمل تاریخی و واقعنگر (نه رمانتیک) گویای نتایج تکان دهندهایست؛ بسیاری از جنایتکاریها به دست اعضای عادی همین جامعة مدنی رهبری میشود و بخشی از جامعة مدنی که بیشترین رشد را داشته، جنایات بسیاری را سازماندهی کرده است؛ به عبارت دیگر، مناطقی که درآنها جامعه مدنی رشد بالایی رانشان میدهد، جنایات زیادی در همین جامعه سازماندهی گردیده است.
نتیجهای که میتوان گرفت ایناست که شاید امید به مداخله مؤثر و پایدار «خواست همگانی» در مسائل جهانی و مدرن مقام نماینده جامعة مدنی، جهانی غیر واقعی باشد.
به نظر میرسد که مفیدترین اقدام این است که مداخلات خواست عمومی در مذاکرات مبتلا به جهانیشدن، در قالب ائتلافهای مختلفی باشد که باید حول محورهای گوناگون شکلبگیرند.
اعمال نظر و مداخله در تشکیلات و مسایل مختلف، مستلزم شیوههای متفاوتی است. تأسیس ائتلافهای پویا ضروری بهنظر میرسند. این ائتلاف و دستهبندیها باید روی مسایل خاصی متمرکز شوند و تصمیم گیران را تحت فشار قرار دهند تا آنها را مجبور کنند که خواست همگانی و جهانی را مدنظر داشته باشند. این قبیل ائتلافهای موردی، اساساً نه تنها از نظر جغرافیایی؛ بلکه از لحاظ اصول و جهتگیری هم باید جهانی باشند.
ائتلافهای مذکور مستلزم جنبشهای مختلف اجتماعی در زمینه حقوق بشر، مسایل زیست محیطی و سایر امور مربوط به صلح، امنیت و غیره هستند. از آنجا که حوزههای سیاسی و تجاری همچنان از هم جدا هستند، جنبشهای اجتماعی و خواست همگانی میتوانند در مورد مسائل خاصی با هم متحد شده ونمایندگانی در محافل تجاری و دیپلماتیک داشته باشند.
اگر از منظری انساندوستانه بهجهانی شدن نگاه کنیم، استفاده مؤثر از ان عمیقاً منوط به کیفیت اثرگذاری و مداخله طرفداران نفع همگانی در مراکز و محافلی است که تصمیمات کلیدی اقتصادی و سیاسی جهان امروز و آینده مارا اتخاذ میکنند.
جهانی شدن و امنیت جهانی
جهانی شدن به مثابه یک فرآیند جامع که کلیة حوزههای اقتصادی سیاسی و فرهنگی را تحت تأثیر قرار داده، از سده 16 تا عصر حاضر به اشکال مختلف تجلی داشته است. همین امر به ایجاد فضای تازهای منجر شده است که از حیث امنیتی نتایج دوگانهای را برای تحلیلگر به نمایش میگذارد.
«واترز»درجهانی شدن، تجربهی این 5 سده راچنین به نمایشگذاشته است:
مجموعه تحولات پدیدآمده در سه حوزة اقتصاد، سیاست و فرهنگ، تعریف تازهای از امنیت در آستانة قرن 21 پدید اورده که در گزارش کمیسیون ویژه زمامداری جهانی از آن به امنیت جهانی تعبیر شده و تبار شناسی آن چنین ذکر گردیده است:
1. در وهله نخست، تحولات رخ داده در عرصه بینالملل به تولید مفهوم امنیت مشترک منجر شد. این مفهوم اولینبار در کمیسیون مستقل ویژة مسایل خلع صلاح و امنیت ICOCI)) که به ریاست «پالمه» برگزار گردید، به کار رفته است. منظور آنان این بود که تأمین امنیت ملی بدون مشارکت همگان میسر نیست. این مفهوم بطور مشخص بر سه اصل «برابری، عدالت، مقابله به مثل» استوار بود. در این مرحله اگر چه گستره جهانی امنیت به توجه درآمده، اما از حیث ماهیت همچنان مبتنی بر ملیت میباشد.
2. در مرحله بعدی به مفهوم امنیت دست جمعی پرداخته میشود؛ چنانکه در منشور سازمان ملل متحد نیز آمده، امنیت دستجمعی اشعار بر شیوههای خاص از مقابله با تهدیدات خارجی با همکاری گروهی از کشورها دارد؛ اگر چه در این الگو، ماهیت ملی امنیت شکسته شده و گسترة وسیعتری را شامل میشود، اما این گستره محدود به مناطق خاصی بوده و به هیچ وجه جهانی نیست.
3. در سومین مرحله، مفهوم امنیت فراگیر طرح میشود که بیشتر به تغییر ماهیت نظامی امنیت و شمول ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... نظر دارد؛ به عبارت دیگر این مفهوم بیشتر ناظر به ابعاد مفهومی امنیت بوده و نسبت به دو مفهوم پیشین گام مثبتی را به جلو برنمیدارد.
4. امنیت جهانی را باید نمونه عالی فرآیند بالا به شمار آورد که از سهبعد به توسیع مفهوم امنیت پرداخته است؛ اولاً از حیث قلمرو، گسترة جهانی را مد نظر دارد، ثانیاً از حیث ماهیت آنرا در فراتر از مرزهای ملی تعریف مینماید و سرانجام ناظر بر تمامی ابعاد آن میباشد.
امنیت جهانی صرفاً متوجه پاسداری از مرزها، حاکمان و منافع ملی نیست؛ بلکه تکتک شهروندان این جهان را در نظر دارد؛ به عبارت دیگر، امنیت مردم همسنگ امنیت دولت به حساب آمده و به همان اندازه خطیر و شایان توجه و سرمایهگذاری میباشد.
وجه دیگر امنیت جهانی برخلاف مورد پیشین، بسیار کلان و ناظر بر وضعیت کره ایست که ما بر روی آن زندگی میکنیم؛ معزل های عمدهای که امنیت جهانی از این ناحیه بر آن مواجه است، عمدتاً زیست محیطی بوده و دلالت براین دارد که امکانات و شرایط یک زندگی ایمن و اطمینان بخش بر روی کره زمین در حال از بین رفتن است و انسان به وضعیتی نزدیک میشود که در آن زندگی با تهدیدات زیادی همراه خواهد بود؛ تهدیداتی چون اشعههای خطرناک خورشید، مواد سمی، کمبود آب، گرمای زمین و کمبود انرژی که هر یک توان بر نابودردی حیات انسان را دارد درآخر می توان گفت جهانی شدن بطور نسبی هم امنیت جهانی و هم ناامنی جهانی را بهدنبال دارد.
فهرست منابع
1. آزر، ادواردای، این مون، چونگ؛ مشروعیت، یکپارچگی و توان سیاستسازی: وجهه نرم افزار امنیت ملی جهان سوم؛ در امنیت ملی در جهان سوم، پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1379.
2. افتخاری اصغر: ساخت دولتی امنیت ملّی،
3. افتخاری، اصغر: حوزة ناامنی و مبانی فرهنگی مدیریت استراتژیک و امنیت داخلی در ایران، انتشارات مطالعات راهبردی، بهار1378.
4. اولسون، دیوید: رسانهها و نمادها صورتهای بیان ارتباط و آموزش، ترجمه محبوبه مهاجر، سروش، تهران، 1377.
5. بایندر، لئونارد، «بحرانهای توسعه سیاسی»، در: پای، لوسین و دیگر نویسندگان، بحرانخا و توالیها در توسعه سیاسی، غلامرضاخواجه سروی، پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران، 1380.
6. بدیع، برتران توسعه سیاسی، ترجمه احمد نقیبزاده، تهران، نشر قومس، 1376.
7. بوزان باری، مردم، دولتها و هراس، مترجم: ناشر، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378.
8. تهرانیان، مجید. مانین، مایک. ئیگلر، جان. مولهرن، کریس. رهنانیان، جان اوهیو: جهانیشدن، چالشها و ناامنیها، به اهتمام: اصغر افتخاری، انتشارات پژوهشگده مطالعات راهبردی، 1380.
9. جاجرمی، کاظم: رسانه سالاری، بنیاد بینالمللی مطالعات آسیایی، 1384.
10. دادگران، سید محمد: مبانی ارتباطات جمعی، چاپ دیدآور، انتشارات فیروزه، 1383.
11. ر.ک. بشیریه، حسین، تاریخ اندیشه سیاسی قرن بیستم؛ مارکسیسم، تهران، نشر نی، 1378.
12.رجایی، فرهنگ، پدیده جهانیشدن، عبدالحسین آذرنگ، تهران، انتشارات آگاه، 1379.
13. ردفیلد، جیمز، جیمز: بینش آسمانی با اگاهی معنوی تازهای زیستن، برگردان: میترا معتصد، نشر البرز، چاپخانه آسمان. چاپ اول 1377.
14. رندال، دیوید: روزنامهنگاری حرفهای، ترجمه علیاکبر قاضیزاده، مؤسسه انتشاراتی روزنامه ایران. چاپ اول، 1382.
15.ریلائی، هارولدسی: کتمان علم (بحثی در امنیت ملی و جریان ازاد اطلاعات) ترجمه و تلخیص: سعید بهنام. انتشارات پژوهشکده، مطالعات راهبردی.
16. ساچس،جفری، 'مباحثی پیرامون جهانیشدن اقتصاد'، اصغر بالینی، تازههای اقتصاد، ش83.
17. ساروخانی، باقر: جامعهشناسی ارتباطات. چاپ سیزدهم 1382.
18. سی. دَش، مایکل: برخورد فرهنگ، ترجمة محمدرضاسعیدآبادی، فصلنامه راهبردی، بهار1378.
19. سیلوا، حوزه: کنترل ذهن، مترجم: مجید پزشکی؛ انتشارات، نسل نواندیش، چاپ اطمینان، چاپ اول 1377.
20. علینقی، امیر حسین: فرهنگ و انسجام اجتماعی در ایران: گدشته و حال انتشارات مطالعات راهبردی، بهار1378.
21. قریشی، فردین، 'جهانیسازی و انواع ان'، ترجمهی ص. کاظمپور، ترجمان اقتصادی، سال سوم، ش20.
22. قزلسفلی، محمدتقی، 'جهانیشدن، رویارویی یا همزیستی'، اطلاعات.
23. قوام عبدالعلی، نقد نظریههای نوسازی و توسعه سیاسی، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1374.
24. قوام، عبدالعلی، توسعه سیاسی، و تحول اداری، تهران، انتشارات قومس، 1371.
25. ک.سو، آلوین: تغییر اجتماعی و توسعه با مروری بر نظریات نوسازی، وابستگی و نظام جهانی، ترجمة؛ محمود حبیبی مظاهریف انتشارات پژوهشکدة مطالعات راهبردی، 1380.
26. کازنو، ژان: جامعهشناسی وسایل ارتباط جمعی، ترجمه دکتر باقر ساروخانی، دکتر منوچهر محسنی، انتشارات اطلاعات، تهران، 1372.
27. کاستلز، مانوئل، عصر اطلاعات؛ جامعه شبکهای، ج1، احمد علیقلیان و افشین خاکباز، تهران، انتشارات طرحنو.
28. لاتوش، سرژ، غربیسازی جهان، امیر رضایی، تهران، نشر قصیده، 1379.
29. مارتین، پیتر، هانی و هارولد شومان، دام جهانگرایی، عبدالحمید وزیری عراقی، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، 1378.
30. ماکیاولی، نیکولو، گفتارها، محمد حسن لطفی، تهران، خوارزمی، 1377.
31. متولی، کاظم: افکار عمومی و شیوههای اقناع، چاپ: گلشن، انتشارات بهجت، تهران، 1384.
32. معتمدنژاد، کاظم: وسایل ارتباط جمعی، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، تهران1371.
33. معین، فرهنگ مهین، ج اول
34. مکبراید، شُن: یک جهان چندین صدا (ارتباطات در جامعة امروز و فردا)، ترجمه ایرج پاد، انتشارات یونسکو، سروش. تهران، 1375.
35. مککین لای، آر.دی. دیتل، آر: امنیت جهانی؛ رویکردها و نظریهها، ترجمه:اصغر افتخاری، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی چاپ اول، 1380.
36. ملون ماتینز، انریک : تلویزیون در خانواده و جامعة نو، ترجمه جمشید ارجمند، انتشارات سروش 1354.
37. مولانا، حمید: سیر ارتباطات اجتماعی در ایران، چاپخانه گیلان ـ تهران1358.
38. میتو، ریچارد. شامبوگ، جرج: تخدیدهای فرامرزی و آسیبپذیریهای ملی. ترجمه: مجتبی، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، بهار1378.
39. نیکخو، مهدی: نقش هنرو رسانه در تعلیم و تربیت، انتشارات دارالثقلین، چاپخانه نگین، چاپ اول1379.
40. هانتینگتون، ساموئل، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، نشر علم، 1370.
41. هورل، اندرو. رابرتز، آدام. شاو، مارتین. برترین شارلوت: بررسی چهره دوم جهانی شدن، بهاهتمام: اصغر افتخاری، انتشارات پژوهشکده، مطالعات راهبردی،1380.
42. واترز، مالکوم، جهانیشدن، اسماعیل مردانی گیوی و سیاوش مریدی، 1379، سازمان مدیریت صنعتی.
43. یونگ، کارل گوستاو: انسان و سمبلهایش، ترجمه دکتر محمود سلطانیه. انتشارات جامه، چاپ دیبا، چاپ چهارم 1383.